از دست دادن فرصت اندوهى گلوگير است . [نهج البلاغه]

   1   2      >
  

 + شعري براي يار


به مناسبت ورود پر برکت مقام معظم رهبري به استان زرخيز و ادب‏آفرين فارس 


تو آسمان


ما پرنده.


تو آفتاب


ما زمين.


تو نسيم


ما گياه.


تو دريا


ما ماهي.


تو محبوب


ما محب.


تو رهبر


ما مردم.


 


کورش زارعي بهجاني شنبه 14 ارديبهشت 1387  3:15 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + جهنم ارديبهشت !!


بي‌سرزمين‌تر از کولي‌هاي در به دري


وقتي که هنوز نيامده مي‌روي


و مرا در جهنم ارديبهشت تنها مي‌گذاري


جهرم هميشه بي تو جهنم است.


جهرم-ارديبهشت 87


کورش زارعي بهجاني يکشنبه 8 ارديبهشت 1387  2:8 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + جملات عجيب يک دانش‌آموز

امروز دنبال کارت واکسن دخترم که کلاس دوم دبستان است، مي‌گشتم که در ميان اوراق و اثاثيه‌هاي موجود در چمدان، ناگاه چشمم به دفتر مشق کلاس دوم دبستان خودم افتاد. آن را برداشتم و همين طور که داشتم به آه و حسرت ورق مي‌زدم، ناگهان به صفحه‌اي برخوردم که جمله‌سازي بود. جمله‌ها را خواندم. جايتان خالي! ضمن تعجب و حيرت از بچگي خودم، کلي هم خنديدم!!.


شما هم اين جمله‌ها را که در آذرماه سال 1356 از ذهن يک کودک 8 ساله تراوش کرده بخوانيد. آيا به نظرتان جالب نيست؟!


بي‌چاره: هر جا انسان است، بي‌چاره است.


قفس: قفس جاي نگه‌داشتن گنجشک است.


اذيت: بچه‌ها در مدرسه اذيت مي‌کنند.


آزار: ما ايرانيان را آزار نمي‌بينيم.


آزاد: من گنجشک را آزاد نمي‌کنم.


 


کورش زارعي بهجاني سه‏شنبه 3 ارديبهشت 1387  10:29 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + شهيد سه شنبه هاي صميمي


عشق،


شعر،


آذر،


و بدينسان مرد زاييده شد.


سپيد مثل خودش بود


و مثل ساعت جيبي اش


دقيق سر قرار حاضر مي شد.


لحن صداش


عجيب شبيه ترنم باران


پر از تکلم ساده صداقت بود


با آب و آيينه و آذر قرابتي عجيب داشت


و دشمن سروده هاي سياه بود.


آبروي سرخ سه شنبه هاي صميمي!


اکنون مجلس هيچگاه به حد نصاب نمي رسد


و تو در انفجار خاطره هاي خطرناک


مي پوسي.


حالا سرسام سياه سروده ها


به جان اسکلتهاي ايستاده بر پيچ کوچه هاي پريشان


افتاده است.


و لاله هاي پارک روبرو


هر هفته سه شنبه


سرخ مي شوند.


حالا شاعره هاي گيسو دم اسبي


شعر مي جوند و آدامس مي سرايند


و بلوغ


در همهمه هاي در هم


گم مي شود.


حالا شاعران هم


اختلاس مي کنند.


حالا انسان هم


اخته لاس مي شود.


حالا


مرد : بگذريم!


عشق،


شعر،


آذر،‌


و توپ بهتانهاي بزرگ


و بدينسان مرد شهيد شد!


و مرد


آنچنان آمد


تا تمام شد.


و مرد


آنقدر مي رود


تا شروع شود.


کورش زارعي بهجاني چهارشنبه 24 بهمن 1386  8:4 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + با خدا در يک روز برفي!

هواي برفي اين روزها هم حديث جالبي است. يکي دو روز پيش در حالي که برف حسابي در حال بارش بود، عظمت خدا را با تمام وجودم حس کردم و ناخودآگاه اين تک بيت بر زبانم جاري شد که:


وقتي خدا باهات حرف مي‏زنه


آسمون مي‏باره و برف مي‏زنه


و بعد هم به فکر فرو رفتم و با خودم انديشيدم:


اي کاش در اين روزهاي برفي


آدم بوديم


نه آدم برفي!!!


کورش زارعي بهجاني دوشنبه 8 بهمن 1386  9:45 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + خورشيد هديه‏اي براي کربلا


شگفتا از ظهر روز دهم!


آن روز


زمين آن چه را که از خورشيد سر نيزه‌ها به ارث برده بود


                                      به عزيزترين فرزندش کربلا بخشيد.


کورش زارعي بهجاني دوشنبه 8 بهمن 1386  9:44 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + رو به آسمان


درخت باش!


رو به آسمان که زندگي کني


سبز مي‌‌شوي!.


کورش زارعي بهجاني دوشنبه 8 بهمن 1386  9:30 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + شرم مشک


فرياد العطش کودکان


که برخاست


مشک از خجالت آب شد.


کورش زارعي بهجاني دوشنبه 8 بهمن 1386  9:29 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + کربلا فرصت عاشقانه‌ي زمين است


ديروز


کودکي شش‌ماهه


رگان خويش را به ملکوت برد


و بذرهاي حيات خويش را در آسمان پاشيد.


امروز


کودکي در آستانه‌ي سيزده سالگي سبز


روي هزار و سيصد و چند هشتي سيم خاردار


بلوغ مي‌يابد


و اين چنين رهبري بزرگ مي‌شود.


کربلا فرصت عاشقانه‌ي زمين است.


هر کس حسين نمي‌شناسد


عاشقي نمي‌داند.


کورش زارعي بهجاني دوشنبه 8 بهمن 1386  9:28 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + قصه اما سرخ!


خيمه


دختر


اسب


خيمه خونين


دختر دودا


اسب آشفته


فراتر


     زن


         شيون


فراتر


     خدا


         فرياد


خيمه حسرت


دختر ساکت


اسب يال‌کوب،


                  نارام


و همچنان


         قصه


            اما سرخ!


و همچنان


          قصه


             اما سبز!.


کورش زارعي بهجاني دوشنبه 8 بهمن 1386  9:26 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + روشندل و ماه

شب مهتابي بود. قرص ماه زيباتر از هميشه، درست در وسط دامان پر ستاره‌ي آسمان نشسته بود. روشندل دلش براي پرسه زدن شبانه‌اش تنگ شد. از خانه بيرون زد. دستي به پوست کشيده‌ي شب کشيد و با نفسي عميق، فضاي دل‌انگيز شب مهتابي را در خلوت دلش ريخت. سر ذوق آمد، فرياد زد:


«دوستت دارم ماه!»


ماه قدري خيره‌تر به زمين نگريست تا صاحب اين نجواي عاشقانه را بشناسد. اين بار زمين روشن‌تر شد. ماه؛ روشندل را ديد که سرش را به سمت آسمان گرفته و دست‌هايش را به طرف او بالا آورده است. يک لحظه ماه لرزيد، نزديک بود از آن بالا ليز بخورد و توي آغوش روشندل بيافتد. ماه از اين حرکت خود کمي خجالت کشيد. هرطوري بود خود را جمع و جور کرد و گفت:


«تو که مرا نمي‌بيني، چگونه دوستم مي‌داري؟!»


روشندل در حالي که اشک در چشم‌هايش حلقه زده بود، گفت:


«ماه من! چه خوب شد که تو را نمي‌بينم، چون اگر تو را مي‌ديدم، عاشق زيبايي‌ات مي‌شدم اما اکنون که نمي‌بينمت، عاشق خودت هستم.»


بغض ماه ترکيد و اشک‌هاي مهتابي‌اش توي فضا بيشتر و بيشتر پخش شد.


کم کم شب رو به پايان بود. ماه به روشندل گفت: «فردا با برادرم خورشيد مي‌آييم و در دو چشمان تو طلوع خواهيم کرد.»


کورش زارعي بهجاني شنبه 15 دي 1386  9:31 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + هرگز از مرگ نهراسيده‌ام!


هر وقت به ياد مرگ مي‏افتم بيش از هر چيز ديگر به ياد خدا مي‏افتم و از اين که پس از ترک اين جهان در آغوش نور قرار مي‏گيرم و ميهمان و جيره‏خوار خوان خداوندي مي‏گردم، بي‌اندازه خوشحال مي‏شوم و خداوند بزرگ را به خاطر اين موهبت عظيم شکر و سپاس مي‏گويم و فرياد بر مي‏دارم:


خدايا! از تو ممنونم که مرگ را آفريدي تا به وسيله آن همچو عاشقي دلداده و دل از کف ربوده با حالتي مست و مدهوش در دامنت بيافتم و همچو کودکي کوچک به بلنداي عظمتت بياويزم و در جوارت به فراغت بال بياسايم. خدايا! تو چقدر نازنيني که بنده‏ات را چنين به پيش خويش مي‏خواني و عظمتش مي‏دهي و بزرگش مي‏داري!


خدايا! از تو ممنون و شاکرم که به من آموختي که از مرگ نبايد بترسم، از اين بايد بترسم که شايسته‏ي مرگ نباشم.


شعر زير که مدت‌ها پيش سروده‌ام، سرود عاشقانه‌ي من است براي در آغوش گرفتن فرشته‌ي به ظاهر ترس‌آور قصه‌ها، مرگ!


 


آواز مرگ


آوازي مرا مي خواند


از ته روياهاي تبّرک.


صف ايمان حقيرم امروز


انضباطي يافته است


از نفس سبز کوليها پر شده ام


در سمت درست کوه


خورشيد صميمي شده است


بلوطها مي خندند


انجيرها زيبا شده اند


آدمهاي عزيز چه خوب و معطر شده اند.


باغها در شوقند


سپيدار در رقص


تک درختان همه شان محترمند


ريشه هاشان در بي نهايت جاريست


آدم تنها تک درخت ماند!


سبز باشيم


مثل درخت!


به چرا فکر نکنيم


به چنين انديشيم.


مرگ نزديک است


زمزمه هايش از دل باد مي آيد.


کورش زارعي بهجاني چهارشنبه 14 آذر 1386  11:2 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + چه خوب کردي آمدي!

امروز يکي از شعرهاي سال‌هاي تقريبا دور خود را براي شما دوستان نوشتم. باشد که مورد پسند شما خوبان قرار گيرد.


چه خوب کردي آمدي!


چه خوب کردي آمدي


ناز من!


راه ها


تيره ترين و بلند ترين شعرهاي بودن


شده بودند.


و چشم هاي خسته ام


دوردست ترين منظره ها را


مي پاييد.


تا مگر نشان تو


آيتي باشد


براي تنهايي ام


و غمهاي بلندم


که همه غزلهاي مرا


تاريک ساخته بودند.


چه خوب کردي


آمدي


باغ دلم شکفت!.


کورش زارعي بهجاني يکشنبه 11 آذر 1386  3:24 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + ما ز بالاييم و بالا مي‏رويم!


کورش زارعي بهجاني شنبه 26 آبان 1386  8:32 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + نامه آبراهام لينکن به آموزگار پسرش!!



او بايد بداند که همه مردم عادل و صادق نيستند، اما به پسرم بياموزيد که به ازاي هر شياد، انسان صديقي هم وجود دارد. به او بياموزيد به ازاي هر سياستمدار خودخواه، رهبر جوانمردي هم يافت مي‌شود. به او بياموزيد که در ازاي هر دشمن، دوستي هم هست.


مي‌دانم که وقت مي‌گيرد اما به او بياموزيد اگر با کار و زحمت خويش يک دلار کاسبي کند بهتر از آن است که جايي روي زمين پنج دلار بيابد. به او بياموزيد که از باختن پند بگيرد و از پيروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن برحذر داريد. به او نقش و تأثير مهم خنديدن را ياد‌آور شويد.


اگر مي‌توانيد به او نقش مؤثر کتاب در زندگي را آموزش دهيد. به او بگوييد تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقيق شود. به گل‌هاي درون باغچه و به زنبورها که در هوا پرواز مي‌کنند، دقيق شود.


به پسرم بياموزيد که در مدرسه بهتر اين است مردود شود اما با تقلب به قبولي نرسد. به پسرم ياد بدهيد با ملايم‌ها، ملايم و با گردن‌کش‌ها ، گردن‌کش باشد. به او بگوييد به عقايدش ايمان داشته باشد حتي اگر همه بر خلاف او حرف بزنند.


به پسرم ياد بدهيد که همه حرف‌ها را بشنود و سخني را که به نظرش درست مي‌رسد انتخاب کند.


ارزش‌هاي زندگي را به پسرم آموزش دهيد.


اگر مي‌توانيد به پسرم ياد بدهيد که در اوج اندوه تبسم کند. به او بياموزيد که از اشک ريختن خجالت نکشد.


به او بياموزيد که مي‌تواند براي فکر و شعورش مبلغي تعيين کند، اما قيمت گذاري براي دل بي‌معناست!


به او بگوييد که تسليم هياهو نشود و اگر خود را بر حق مي‌داند پاي سخنش بايستد و با تمام قوا بجنگد.


در کار تدريس با پسرم ملايمت به خرج دهيد، اما از او يک نازپرورده نسازيد. بگذاريد که او شجاع باشد، به او بياموزيد که به مردم اعتقاد داشته باشد.


متن بالا ترجمه نامه آبراهام لينکن به معلم فرزندش مي باشد.


اگر شما بخواهيد در آغاز سال تحصيلي جديد نامه اي به معلم فرزند خود بنويسيد و درآن ده خواسته اصلي خود را از اين که او را به معلم و مدرسه مي سپاريد . بيان کنيد، چه خواهيد نوشت؟


 منبع: تبيان


کورش زارعي بهجاني سه‏شنبه 3 مهر 1386  11:49 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

   1   2      >

 ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ

[24/5/1387- 5:53 ع] امام زمان(عج) برخي از دوستداران خود را به اسم ياد ميکنند
[25/4/1387- 8:21 ع] از کودک کعبه تا رادمرد تاريخ
[20/4/1387- 11:17 ص] از تل زينبيه تا خيمه‏گاه يک دنيا معرفت
[9/4/1387- 8:25 ع] بين‏الحرمين قطعه‏اي از بهشت است.
[14/3/1387- 6:49 ع] وداع موقت براي زيارت عشق
[26/2/1387- 5:19 ع] اهميت رازداري از ديدگاه قرآن و سنت
[آرشيو شده ها]

امکانات

[خـانه]

[ RSS ]

[پست الکترونيــک]

[ورود به بخش مديريت]

 

در باره خودم

 

 نمايش تصوير در وضيعت عادي

کورش زارعي بهجاني[102]
اني عبدالله!!!

لوگوي وبلاگ

 

پيوندهاي روزانه


بازديدهاي وبلاگ

چهارشنبه 30 مرداد 1387

امروز:   18   بازديد

ديروز:   37   بازديد

تعداد   12658   بازديد

لوگوي دوستان















لينک دوستان

يعسوب
کلک بهار
آيه هاي انتظار
برگ نگاه
به خود آييم و بخواهيم،‏که انسان باشيم...
تکنولوژي کامپيوتر
سورفيلم
رمز موفقيت
زير آسمان خدا
دم مسيحائي
همسفر مهتاب
آدم و حوا
خلوت تنهايي
فلورانس مهربون
صداي عدالت
نگاهم براي تو
پله پله تا خدا
شهداي بهجان
کلبه احزان
سور فيلم
بهجاني دات کام
بندير
بسوي اعتدال
عروسک کوکي
سايت علويون
بوي سيب
راز گشا
گنجهاي معنوي
راز گل سرخ

آواي سيب صبح

آرشيو

اخبار [15]
پيامبر و امام زمان(عج) [3]
امام زمان(عج) [11]
معصومين(ع) [13]
زندگي و مرگ [2]
عيدانه [3]
ايام و اعياد [5]
مذهبي [11]
اجتماعي [13]
ادبي [18]
طنز [4]
قرآن کريم [2]

جستجو در وبلاگ

 :جستجو

اشتراک

نام:

ايميل:

 

طراح قالب

sibesobh.parsiblog.com