فرزند مرده تواند خفت ، و مال ربوده ديده بر هم نتواند نهفت . [ و معنى آن اين است که او بر کشته شدن فرزند شکيبايى دارد و بر ربوده شدن مال طاقت نيارد . ] [نهج البلاغه]

  

 + فوتبال از نگاه دکتر علي شريعتي


دکتر علي شريعتي از نادرترين متفکرين اسلامي معاصر بود که ديدي وسيع در امور جامعه‌شناختي داشت. شايد کمتر کسي اطلاع داشته باشد که اين دانشمند بزرگ در زمينه‌ي ورزش نيز داراي عمق نگاه و تيزبيني خاصي است که به نوبه‌ي خود جاي تامل و شگفتي است. جالب تر آن است که شريعتي علاوه بر "هنر" به استفاده از "ورزش" به عنوان يک پديده ي اجتماعي که قدرت "جمع کردن" انسانها را دارد، نيز انديشيده بود.


ايشان به ورزش، به ويژه به فوتبال نگاهي وسيع داشت. متن زير را بخوانيد تا با نگرش او به ورزش هم تا حدودي آشنا شويد.


آقاي صغيري از دوستان و ياران نزديک دکتر علي شريعتي در خاطراتش مي‌نويسد:


«يادم است ايامي که در حسينيه‌ي ارشاد بودم، دکتر با جمعي از دوستانش قصد داشت واحد ورزش حسينيه ي ارشاد را هم راه اندازي کند. معتقد بود که امروزه فوتبال به يک پديده ي اجتماعي مهمي تبديل شده و اين قدرت را دارد که صد هزار نفر را در استاديوم جمع کند . دکتر اعتقاد داشت که چرا ما نبايد براي مطرح کردن حرف و پيام خودمان از اين فرصت مناسب استفاده کنيم. حتي معتقد بود که بايد حسينيه ي ارشاد، تيم فوتبال تشکيل بدهد و فوتباليست‌هاي ماهر و مطرح را جذب خود بکند و نيروهاي مستعد را پرورش دهد. البته تيم فوتبال تشکيل نشد اما دکتر حتي فکر اين کار را هم کرده بود.»


 


منابع :


1- کتاب پشت پرده ابوذر- به کوشش سيد قاسم يا حسيني ص 69


2- تبيان


 


کورش زارعي بهجاني چهارشنبه 9 آبان 1386  9:13 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + زن در نگاه عارفان


در اين مطلب برخى از آنچه در کتاب اهل معرفت آمده نقل مى‏شود تا محصول شهود عارفان نامدار روشن گردد.


قيصرى در شرح فص محمدى از فصوص محى‏الدين چنين مى‏گويد: «اعلم ان المراة باعتبار الحقيقة عين الرجل وباعتبار التعين يتميز کل منهما عن الاخر..». (1)


يعنى از نظر حقيقت‏ بين زن و مرد امتيازى نيست و حقيقت زن عين حقيقت مرد است، فقط از جهت تعين و تشخص از يکديگر ممتازند و چون اصل هر دو يکى است و از نظر حقيقت ‏بين آنها تمايزى نيست، همه مقام‏هايى که براى مرد متصور است، نيل به آنها، مقدور زن نيز مى‏باشد، چنان که شيخ اکبر فرموده است: «ان هذه المقامات ليست مخصوصة بالرجال، فقد تکون للنساء ايضا لکن لما کانت الغلبة للرجال تذکر باسم الرجال‏». (2)


امروز غلبه مردان بر زنان در نيل به مقام‏هاى معنوى مورد پذيرش است ولى بايد ديد آيا اين غلبه مربوط به استعداد ذاتى مرد و بى‏استعدادى گوهر زن است و يا در اثر تربيت محيط و خانواده، و سنت و عادت و... است. البته برخى از مردهاى نژادهاى مختلف نيز نه تنها از مردان ديگر کم استعدادترند بلکه از بعضى از زنان نيز نازل‏تر خواهند بود.


جناب محى‏الدين عربي، سر محبوب بودن زن را که در بيان پيامبر گرامى اسلام آمده است در اين مى‏داند که چون خداوند منزه از آن است که بدون مجلى و مظهر مشاهده شود، پس هر مظهرى که بيشتر جامع اسماء و اوصاف الهى باشد، بهتر خدا را نشان مى‏دهد. و زن در مظهريت ‏خدا کامل‏تر از مرد است، زيرا مرد فقط مظهر قبول و انفعال الهى است، اما زن مظهر فعل و تاثير الهى نيز هست چون در مرد تصرف مى‏کند و آن را مجذوب خويش قرار داده و محب خود مى‏سازد، و اين تصرف و تاثير نمودارى از فاعليت خداست، از اين جهت زن کامل‏تر از مرد است.


اگر مرد بخواهد خدا را در مظهريت ‏خود مشاهده کند، شهود او تام نيست ولى اگر بخواهد خدا را در مظهريت زن بنگرد، شهود او به کمال و تمام مى‏رسد. لذا زن محبوب پيامبر اکرم صلى الله عليه و اله و سلم قرار گرفت و در آن حديث معروف فرمود: از دنياى شما زن و بوى خوش محبوب من قرار داده شد و نور چشم من در نماز است. (3)


نکاتى که در تبيين گفتار محى‏الدين لازم است عبارت است از:


1- منظور از محبت در اين بحث ‏حب الهى است نه شهوت حيوانى، چنان که خود ابن عربى فرموده است: «و من احبهن على جهة الشهوة الطبيعية خاصة نقصه علم هذه الشهوة فکان صورة بلا روح»(4)


يعنى اگر کسى زنان را از جهت غريزه طبيعى دوست داشته باشد راز اين اشتياق را نمى‏داند، و چون علم به هدف و آگاهى از راز به منزله روح بوده و خود گرايش به منزله صورت و هيکل است، کسى که اهل شهوت بدون محبت الهى است، همانند صورت بى‏روح مى‏باشد.


2- منظور از فاعليت و منفعليت زن، همانا نسبت ‏به مرد است. ‏يعنى زن منفعل از مرد بوده و فاعل در اوست نه منفعل از او و فاعل در جنين. زيرا که زن مظهر خالقيت ‏خدا شده و در سازماندهى جنين در رحم، نقش دارد.


محى‏الدين در کتاب کبير فتوحات نکات ديگرى دارد که عبارت است از:


1- پيدايش زن از مرد مى‏باشد لذا هرگز زن به درجه مرد نمى‏رسد و آيه «و للرجال عليهن درجه» را تاييد اين مطلب مى‏داند. (5)


البته پيدايش زن از مرد مطلبى در خور تحقيق و تجديد نظر است.


2- واصلان به سوى خدا، هم مرد هستند و هم زن و وصول به حق اختصاص به مرد تنها ندارد. (6)


3- حيض پليدى و آلودگى است که اغتسال از آن لازم است و همه پيش‏کسوتان طريقت و رياضت اتفاق دارند که دروغ، حيض نفوس است، يعنى انسان دروغگو حائض و آلوده است. چه زن باشد و چه مرد. بنابراين«راستى‏»، غسل از حيض «کذب‏» در مردان و زنان است. (7)


4- در صورتى که جنازه زن و مرد براى نماز و دفن در قبر آماده و جمع شده باشد و امام بخواهد بر هر دو به يک نماز انجام وظيفه کند، آيا بايد جنازه زن را نزديک قبله و مقدم بدارد و جنازه مرد را به طرف خود قرار دهد يا به عکس، ابن عربى مى‏گويد: بهتر آن است که جنازه مرد را نزديک قبله قرار داده و جنازه زن را نزديک خود بگذارد. اما در تبيين اسرارالحکم، نظر شريف اين است که چون زن محل تکوين فرزند است و به مکون حقيقى يعنى خداوند نزديک‏تر از مرد است، لذا سزاوارتر آن است که زن مقدم بر مرد واقع شده و به قبله نزديک‏تر باشد تا فرزند او به فطرت توحيدى تولد شود. (8)


5- در تفسير:


رجال لا تلهيهم تجارة و لا بيع عن ذکر الله...


مردانى که هيچ تجارت و خريد و فروشى آنان را از ياد خدا مشغول نمى‏کند.


تصريح مى‏نمايد که درجه کمال نسبت‏به زنان محجور و ممنوع نيست و زن هم مشمول آيه کريمه مى‏باشد گرچه صريحا نام وى نيامده است. (9)


6- همين مطلب يعنى عدم محجوريت زن از کمال با توجه به تقدم مرد در باب هفتاد و دو، نيز تکرار شده است.


7- در باب هفتاد و دو چنين مى‏فرمايد: زن در بسيارى از احکام حج‏ با مرد اختلاف دارد زيرا گرچه در انسانيت اجتماع دارند، ليکن در اثر عروض ذکوريت و انوثيت، از يکديگر امتياز يافتند (يعنى انسانيت گوهر آنها را تشکيل مى‏دهد و نر و ماده بودن عارضى است). (10)


8- در باب مزبور مى‏فرمايد: گاهى زن در کمال به درجه رجال مى‏رسد و گاهى مرد به طورى تنزل مى‏کند که از نقص زن نيز پايين‏تر مى‏آيد. (11).


9- در باب هفتاد و سوم مردان و زنان نامدارى که به مقام‏هاى منيع بار يافتند مطرح مى‏فرمايد و در بحث ‏حافظون و حافظات حدود الهى و در مبحث ‏حلم چنين مى‏گويد:


«ما من صفة للرجال الا و للنساء فيها مشرب تولاهم الله بالحلم... »


و موارد فراوان ديگرى، هم از لحاظ ارائه خطوط کلى بحث و هم از جهت نشان دادن مصاديق بارز آن، از زنان نامور که به ديدار ابن عربى آمده يا وى به ملاقات آنان رفته است مى‏توان در نوشته‏هاى اين عارف بزرگوار يافت.


پايين ‏نوشت‏ها:


1- شرح قيصرى، ص 473 و 478.


2- فص موسوى، ص 452.


3- فص محمدى، ص 478 - 477، شرح قيصرى.


4- ص 480، فص محمدى.


5- فتوحات، باب هفتم، ج‏2، ص‏287 و 248. تحقيق عثمان يحيى.


6- باب چهل وپنج، ج‏4، ص‏109، تحقيق عثمان يحيى.


7- باب شصت وهشت، ج‏5، ص‏391، عثمان يحيى.


8- باب شصت ونه، ج‏8، ص‏89، عثمان يحيى.


9- ج‏8، ص‏151، عثمان يحيى.


10- ج 10، ص‏142، 143، عثمان يحيى.


11- همان.


منابع:


زن در آيينه جلال و جمال، ص 235


تبيان



کورش زارعي بهجاني يکشنبه 6 آبان 1386  3:54 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + طلاب بخوانند!!!

طلاب بخوانند!!!



پاي درس اخلاق آيت‌الله مجتهدي تهراني


عُرفيات طلبگى


عرفيات غير از اخلاقيات است. ممکن است شخصى استاد اخلاق باشد ولى از عرفيات هيچ نفهمد. بايد استادى را پيدا کرد که عرفيات را براى انسان بگويد. عرفيات يک سرى مسائلى است که شايد خلاف شرع نباشد ولى خلاف عُرف جامعه است و عوام‏الناس از انجام آن‏ها، توسط ما روحانيون خوششان نمى‏آيد. ما هم براى اين‏که مردم به دين و روحانيت علاقه‏مند شوند و طرد نشوند بايد اين‏ها را مراعات کنيم. حالا چند نمونه از عرفيات را مى‏گوييم:


1- دقت در معاشرت با مردم:


روحانى نبايد با کسى که به دين و دستورات دين اهميت نمى‏دهد معاشرت کند (مگر اين‏که قصد راهنمايى او را داشته باشد) و نبايد چنين افرادى به منزل او رفت و آمد کنند.


استاد ما حضرت آيت‏الله حاج‏شيخ‏على‏اکبر برهان (ره) مى‏فرمودند: روزى به خانه رفتم و متوجه شدم که عده‏اى ميهمان از طرف آشنايان و فاميل‏هاى همسرم، تشريف دارند، و بعضى از آن‏ها بدون رعايت اين‏که ما روحانى و آخوند هستيم، و مردم از ما بيش از ديگران توقع دارند، با ظاهرى شرعى ولى نامتناسب با عرفيات طلبگى ما، حضور داشتند، لذا به اهل‏بيت گفتم که براى آن‏ها توضيح دهند که متوجه بشوند، و آن‏ها هم الحمدلله متذکر شدند و بعد از اين جريان هر وقت به منزل ما مى‏آيند عرفيات را رعايت مى‏کنند.


روزى که طلبه بوديم با استادمان حاج‏شيخ‏على‏اکبربرهان (ره) به ديدار يک حاجى که تازه از مکه آمده بود رفتيم. ايشان به ما فرمودند: حق دست زدن به هيچ چيز را نداريد. کارى نکنيد که بگويند آخوند جزء مطهرات است و همه چيز را پاک مى‏کند و مى‏خورد. بنشين و به هيچ چيز دست نزن. بگذار به زور به تو، چيزى تعارف کنند.


کسانى که بد حجاب‏اند نبايد در منزل شما رفت‏وآمد کنند. من حتى گفته‏ام بچه‏هاى کوچک را بدون چادر به منزلمان نياورند. اگر در کوچه و خيابان حتى يکى از محرم‏هايت را ديدى اگر حجاب کامل هم داشت با او صحبت نکن يا اگر صحبت مى‏کنى او را نگاه نکن. گوش خود را نزديک او بياور و به صحبت‏هايش گوش کن. چرا که مردم نمى‏دانند اين زن محرم شما است.


2- خريد اجناس:


در خريد کردن براى منزل دقت کن که مورد سوء تفاهم از سوى مردم واقع نشوى. حضرت آيت‏الله‏العظمى سيدمحمدکاظم يزدى (ره) مى‏فرمودند: هميشه از يک قصابى گوشت نخريد، مى‏گويند اين آخوندها چقدر گوشت مى‏خورند.


يا مثلاً يک روحانى حتى‏المقدور سعى کند که کم‏تر با همسرش در خيابان راه بيفتد و به خريد برود. به مغازه‏هايى که چيزهاى گران‏قيمت مى‏فروشند نرود؛ مثلاً به بنگاه‏هاى ماشين فروشى و فروشگاه‏هاى تلويزيون و غير ذلک. اگر هم نيازى داشت مى‏تواند محارم خود يا افراد مورد اطمينان و با تجربه را بفرستد. نقل مى‏کنند که يک روحانى با همسرش، وارد فروشگاه لوازم آرايش بانوان شده و پس از انتخاب يکى از اقلام آن، و در خارج از فروشگاه و بدون توجه به اطراف خود، آن را به همسرش نشان مى‏داد که کداميک بهتر است، در حالى که اين عمل مى‏تواند در اذهان مردم نسبت به مقام روحانيت اثر بدى داشته باشد. لذا طلاب محترم بايد اين‏گونه امور را رعايت کنند.


3- به هر مکانى نرود:


روحانى هر جايى نبايد برود، هر جايى نبايد بنشيند. مثلا کنار خيابان روى جدول ننشيند يا در مکان‏هاى عمومى و پر رفت و آمد، يا جايى که همه روى زمين نشسته‏اند، بالاى صندلى ننشيند و اگر مجبور بود بنشيند در نشستن هم مراعات کند، مثلاً يک پا را روى پاى ديگر نيندازد. و همچنين نبايد دست زن و بچه را بگيرد و برود پارک يا شهر بازى يا سينما. يا برود ساندويچى و يک ساندويچ بگيرد و پشتش هم نوشابه بخورد. البته اين گونه امور حرام نيست ولى بعضى از مردم اين اعمال را از ما روحانيون توقع ندارند، لذا ما بايد رعايت عرفيات طلبگى را بکنيم.


4- وضع ظاهرى:


روحانى بايد از نظر لباس پوشيدن، لباسى ساده و تميز و در عين حال منظم و مرتب داشته باشد و خداى نکرده لباس‏هايش چرکين نباشد و بوى عرق ندهد.


بعضى کارها، براى عوام مردم، اشکالى ندارد ولى براى ما روحانيون خوب نيست. ممکن است يکى در اخلاق خيلى عالى باشد ولى با وضع زندگى و با قيافه‏اش و با رعايت نکردن اين عرفيات مردم را از دين بيزار کند.


5- دقت در خرج:


روحانى نبايد مهمانى‏هاى مفصل راه بيندازد، يا مثلا در تالارها مراسم عقد و يا مراسم ديگر بگيرد و سورها و خرج‏هاى بى‏مورد کند. آيت‏الله حاج‏آقامرتضى حائرى (ره) با کاروانى به مکه رفتند. قرار شد علماى ديگر از مکه به ديدن ايشان بيايند. مدير کاروان از خرج خودش اتاقى آماده کرد و ميوه‏هاى مختلف در اتاق آماده نمود. وقتى ايشان وارد اتاق شدند و صحنه را ديدند ناراحت شدند و به مدير کاروان فرمودند: چرا مى‏خواهى مردم را با من دشمن کنى؟ اين‏ها را جمع کن. فقط چاى کفايت مى‏کند (يعنى ممکن بود که حاجى‏هاى کاروان فکر کنند که هزينه انجام شده، از بودجه کاروان است و دچار سوءظن نسبت به آيت‏الله‏مرتضى حائرى شوند). وقتى هم روحانى به مهمانى مى‏رود يا براى او مهمان مى‏آيد بايد مراعات اخلاقيات و عرفيات را هم بکند.


روزى که طلبه بوديم با استادمان حاج‏شيخ‏على‏اکبربرهان (ره) به ديدار يک حاجى که تازه از مکه آمده بود رفتيم. ايشان به ما فرمودند: حق دست زدن به هيچ چيز را نداريد. کارى نکنيد که بگويند آخوند جزء مطهرات است و همه چيز را پاک مى‏کند و مى‏خورد. بنشين و به هيچ چيز دست نزن. بگذار به زور به تو، چيزى تعارف کنند.


6- وضعيت سر و صورت:


در حرم امام رضا(عليه‏السلام) عبور مى‏کردم، ديدم روحانى جوانى موهايش را از زير عمامه تا وسط پيشانى بيرون ريخته است. به او گفتم: ببخشيد آقا، مثل اين که اصلاح شما دير شده است. گفت: مدرکى هم داريد؟ يعنى اگر اين کار من خلاف است آيا براى اين کار خلاف، مدرک و سند رواياتى داريد؟ اگر داريد ارائه بدهيد؟ در حالى که خيلى از موارد هست که حرام و خلاف شرع نيست ولى عرف، آن را نمى‏پسندد. لذا روى اين اصل به او گفتم: چرا با لباس زير به حرم نمى‏آيى؟ با وجود اين که براى مردان فقط پوشاندن عورتين واجب است و پوشاندن بقيه بدن واجب نيست. (با وجود اين، رعايت عرف را مى‏کنى، و کارى نمى‏کنى که مردم از تو ناراحت شوند، پس در طلبگى و آخوندى هم چنين باش و رعايت عرفيات طلبگى را بکن و کارى که مراجع و علما و فقها نمى‏کنند تو هم نکن.)


7- ساده‏زيستى:


مهم‏ترين مطلب عرفى، ساده‏زيستى است. انگشتر زياد دستت نکن، گران‏قيمتش را هم همين‏طور. تسبيح رنگى يا گران‏قيمت هم دستت نگير. خودکار و خودنويس خارجى و نعلين گران‏قيمت که براى طلبه و روحانى سزاوار نيست، استفاده نکن. روحانى حتى‏المقدور بايد زندگى و خانه‏اى ساده داشته باشد.


نقل مى‏کنند آيت‏الله فشارکى(ره) يک اتاق داشتند که وسط آن را پرده کشيده بودند. يک طرف درس مى‏دادند و طرف ديگر محل زندگى ايشان بود. اگر امام خمينى (ره) وقتى که از پاريس آمدند، مى‏رفتند کاخ نياوران شايد اين‏قدر محبوب مردم نمى‏شدند و ديگر حرفشان چندان در مردم اثر نداشت، امام با آن همه عظمت، در يک خانه ساده و معمولى و يک حسينيه که ديوارهايش کاه گلى بود ساکن بودند


روحانى هر جايى نبايد برود، هر جايى نبايد بنشيند. مثلا کنار خيابان روى جدول ننشيند يا در مکان‏هاى عمومى و پر رفت و آمد، يا جايى که همه روى زمين نشسته‏اند، بالاى صندلى ننشيند و اگر مجبور بود بنشيند در نشستن هم مراعات کند، مثلاً يک پا را روى پاى ديگر نيندازد.


نبايد به چنين عالمى نگاه کنى بايد بروى علما و بزرگان را نگاه کنى، مراجع تقليد، علماى ربانى و معلمين اخلاق.


اين‏ها بعضى از عرفيات است که بايد رعايت شود بقيه را هم خودت با اين‏ها قياس کن البته ممکن است يک کار در جايى عرف باشد و همان کار در جاى ديگر خلاف عرف باشد.


نمى‏گويم اين‏ها حرام است ولى از باب حَسَناتُ الأبرارِ سَيئاتُ المُقَرَّبين است.


بعضى کارها، براى عوام مردم، اشکالى ندارد ولى براى ما روحانيون خوب نيست. ممکن است يکى در اخلاق خيلى عالى باشد ولى با وضع زندگى و با قيافه‏اش و با رعايت نکردن اين عرفيات مردم را از دين بيزار کند.


حضرت رسول اکرم (صلى‏الله‏عليه‏وآله) فرموده‏اند: «بدترين علماى امت من کسانى هستند که مردم را از ما گمراه مى‏کنند و راه‏هايى که به سوى ما است قطع مى‏کنند. مردم بر اين‏ها درود مى‏فرستند در حالى که اين‏ها مستحق لعنت هستند». و همچنين امام صادق (عليه‏السلام) فرموده‏اند: «که عيسى بن مريم (عليه‏السلام) فرمود: واى بر علماى بد که چگونه آتش دوزخ بر آن‏ها زبانه کشد.» اگر اين عرفيات را رعايت نکردى پيش‏نماز نشو. چرا که رعايت نکردن عرفيات به فتواى بعضى از مراجع تقليد به عدالت ضرر مى‏زند و پشت سر تو نمى‏شود نماز خواند.


منبع: تبيان


کورش زارعي بهجاني يکشنبه 8 مهر 1386  1:30 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + آيا امضاي هر کس نشان دهنده‏ي شخصيت او است؟!!

امضاء شناسي


1- کساني که به طرف عقربه هاي ساعت امضاء مي‌کنند انسان‌هاي منطقي هستند .


2- کساني که بر عکس عقربه‌هاي ساعت امضاء مي‌کنند دير منطق را قبول مي‌کنند و بيشتر غير منطقي هستند .


3- کساني که از خطوط عمودي استفاده مي‌کنند لجاجت و پافشاري در امور دارند .


4- کساني که از خطوط افقي استفاده مي‌کنند انسان‌هاي منظّم هستند .


5- کساني که با فشار امضاء مي‌کنند در کودکي سختي کشيده‌اند.


6- کساني که پيچيده امضاء مي‌کنند شکّاک هستند .


7- کساني که در امضاي خود اسم و فاميل مي‌نويسند خودشان را در فاميل برتر مي‌دانند .


8-  کساني که در امضاي خود فاميل مي‌نويسند داراي منزلت هستند .


9- کساني که اسمشان را مي‌نويسند و روي اسمشان خط مي‌زنند شخصيت خود را نشناخته‌اند .


10- کساني که به حالت دايره و بيضي امضاء مي‌کنند ، کساني هستند که مي‌خواهند به قله برسند .


11- بي شک بيان مطالب افکار مختلف نشانه ي تأييد آن نمي باشد.


منبع : تبيان


 


کورش زارعي بهجاني شنبه 31 شهريور 1386  10:34 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + اهميت افطار با خرما