نگاهداري دين، ثمره معرفت و اساس حکمت است . [امام علي عليه السلام]

  

 + دعايي که آبروي آدم را مي‌برد!!


قصه‌ي استجابت دعا سرِ درازي دارد .


اکنون يکي از عوامل موثر در اين امر را برايتان بازگو مي‌کنم.


ضرب المثل "من مي‌گم نره تو مي‌گي بدوش" رو که حتماً شنيديد؟!


وقتي دعا مي‌کنيم حتما بايد سعي کنيم اين ضرب المثل ميان ما و خدا برقرار نشود.


حتماً مي‌پرسيد يعني چه؟


برايتان مي‌گويم:


آنچه ما در دعاهاي خود از خداوند درخواست مي‌کنيم بايد مطابق نظام تکويني و تشريعي عالم باشد.


لذا خواسته‌هايي که از نظر تَکَوّن و يا شرع مقدس محال و ممنوعند، امکان اجابت نداشته و هرگز لباس وجود برخود نخواهند گرفت. از نظر ساختار اين دنيا و نظام آفرينش که حرفه‌اي‌ها از آن به نظام تکوين ياد مي‌کنند، امکان اين که کُره‌ي ماه در درون يک تخم مرغ قرار گيرد وجود ندارد، و يا اين که گاو نري داراي پستان پر از شير شود، محال است.


حال اگر ما چهل شب نخوابيم و ضجّه بزنيم که خدايا پستان گاوم! را پرشير کن، جا دارد که خدا در جوابتان بگويد: من مي‌گم نره‌ تو مي‌گي بدوش؟!!


خلاصه آن که ما اگر آبروي خود را دوست داريم، بايد در خواسته‌ها و نياز‌هاي خود بسيار مواظب باشيم تا دعايي نکنيم که مستجاب نشود که هيچ، نشانه‌ي بي‌خردي ما نيز باشد.


داستان مردي که خود را براي طلب فرزند به ضريح امامزاده‌اي بسته بود را شنيده‌ايد؟


بعد از چهل روز ظريفي از از او پرسيد تو اصلا ازدواج کرده‌اي؟


مرد گفت: نه!


ظريف گفت: بنده‌‌ي خدا تو اول برو ازدواج کن، آن گاه به طلب فرزند بيا!


فکر کنم نظام تکوين و موافقت و مخالفت با آن برايتان شير فهم شده باشد. اما نظام تشريع: همان دين يا شريعت است که مجموعه‌ي قانون اساسي براي زندگي بشر بوده و مبيّن تکاليف و حدود اختيارات و آزادي‌هاي بشر است. پس هرکس آن را بپذيرد، بايد به آن قوانين عمل کند و پاي را بر آنچه برايش ممنوع شده، نگذارد. اين امر شامل خواسته‌ها و دعاها هم مي‌شود. لذا قانونگذار [که همان خداوند بلند مرتبه باشد] خواسته‌اي که معارض با اين قوانين باشد را به اجابت نمي‌رساند. علت آن نيز پر واضح است که وقتي قانون با نگاهي متعالي و تيزبين براي سعادت فرد و جامعه تدوين گشته‌است،‌ خواسته‌اي مخالف آن، قطعاً به ضرر فرد و يا جامعه بوده و اجابت آن نقضي‌است به قانون از سوي خود قانون‌‌گذار که اين کار با حکمت پروردگار سازگار نيست.


بنده حتي مي‌خواهم بگويم درخواست چنين دعايي براي خودِ شخص نيز نوعي بي‌کلاسي‌ است. چون از بي‌خردي و دور بودن وي از حکمت، خبر مي‌دهد ( مثل همان مردي که دنبال فرزند بود!.)


خلاصه آن که، ما که آبروي خود را دوست داريم، بايد در بيان خواسته‌ها و نيازهاي خود، بسيار مواظب باشيم تا دعايي نکنيم که، مستجاب نشود که هيچ، نشانه‌ي بي‌خردي ما نيز باشد.


 منبع: تبيان(با تغيير و اضافات)


کورش زارعي بهجاني يکشنبه 9 دي 1386  10:38 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + طرح عقد اخوت مجازي (اينترنتي) سيب صبح

بسم الله الرحمن الرحيم


عيد غدير، عيد ولايت مبارک باد.


طرح عقد اخوت مجازي (اينترنتي) سيب صبح


با همکاري سايت پارسي بلاگ و سايت بهجاني‌دات‌کام 


بسم الله الرحمن الرحيم



واخَيتُکَ فِي اللهِ وَ صافَيتُکَ فِي الله و صافَحتُکَ فِي الله و عاهَدتُ اللهَ وَ مَلآئِکَتَهُ وَ کُتُبَهُ وَ رُسُلَهُ وَ اَنبيآئَهُ وَالأئِمَةَ المَعصومينَ عَلَيهِمُ‌السَّلام عَلي اَنّي اِن کُنتُ مِن اَهلِ الجَنَّه وَالشَّفاعَه وَ اُذِنَ لي بِاَن اَدخُلَ الجَنَّه لا اَدخُلُهآ اِلاّ وَ اَنتَ مَعي (آن گاه برادر مومن بگويد) قَبِلتُ (پس بگويد) اَسقَطتُ عَنکَ جَميعَ حُقُوقِ الأُخُوَّه ما خَلا الشَفاعَه وَالدُّعآءَ وَ الزِّيارَه.



با استعانت به الطاف خداوندي و با عنايت به سنت نبوي و همزمان با عيد ولايت علوي؛ به ياد يادگار پيامبر اعظم(ص) که اصحاب خويش را به برادري خواند- و صد البته کسي جز مولايمان اميرالمومنين امام علي(ع) شايسته‌ي و هم‌شأن برادري با ايشان نبود- ما نيز چنين مي‌کنيم تا تجديدي باشد از آنچه در آسمان‌ها نيز مشهور است و ما تصميم گرفته‌ايم در زمين نيز به استعاره و کنايه، جامعه‌ي مجازيمان را برادرانه باز بسازيم و بازگشاييم تا اين جامعه‌ي علوي بدل به الگويي و حرکتي براي ترويج فرهنگ برادري، فداکاري و وفاداري گردد. شما نيز اگر مرد راهيد، بسم الله.


به همين لحاظ نظر شما دوستان را به نکات زير جلب مي نماييم:


1- اين اولين طرح عقد اخوت مجازي (اينترنتي) پارسي‌بلاگ مي‌باشد که سيب صبح با همکاري سايت بهجاني دات کام و پارسي بلاگ به عنوان آغازگران اين راه به شمار مي‌روند.


2- اين طرح نمادين، با تمسک به سنت پيامبر اسلام(ص)، برنامه‌ريزي شده و بيشتر جهت برادران عزيز پارسي‌بلاگي مي‌باشد. اما از سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ديگر هم کساني که علاقمنداني که مايل و مشتاق به پيوستن و ثبت نام در اين طرح هستند، مي‌توانند در اين زمينه اقدام نمايند.


3- زمان شروع اين طرح، روز شنبه مورخ 8/10/86 (روز عيد غدير) و خاتمه‌ي آن پايان همان روز مي‌باشد.


توجه داشته باشيد که صيغه‌ي عقد اخوت از ابتداي روز شنبه مورخ 8/10/86 تا پايان همان روز (روز عيد غدير) مي‌بايست خوانده شود.


اميداريم اين طرح، موجبات رضايت و شادي قلب عالم امکان، فرزند برومند پيامبر اعظم(ع) و امام علي(ع)، امام عصر، حضرت حجه بن الحسن، حضرت امام مهدي(عج) را فراهم آورد و خود آن حضرت، شرکت کنندگان در طرح.را اجر کامل و بهره‌ي معنوي وافر عنايت فرمايد. انشاالله تعالي.


 


با يک صلوات، براي ثبت نام در قسمت پيامک وبلاگ، آمادگي خويش را براي ايجاد پيوند برادري اعلام فرماييد.


با تشکر


سيب صبح


کورش زارعي بهجاني يکشنبه 25 آذر 1386  5:51 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + با مردم نيکو سخن بگوييد

 


«و قولوا للناس حسنا کما امرکم الله عزوجل؛ همانگونه که خداوند به شما فرمان داده است، با مردم به نيکويى سخن بگوييد.»((1


آيه شريفه‌اى را که اين فرمان در آن آمده است ذکر مى‌کنيم: «و اذ اخذنا ميثاق بنى اسرائيل لاتعبدون الا الله و بالوالدين احسانا و ذى القربى و اليتامى و المساکين و قولوا للناس حسنا و اقيموا الصلاة و اتوا الزکاة ثم توليتم الا قليلا و انتم معرضون. بقره/ 83»


«هنگامى که از بنى اسرائيل پيمان گرفتيم که جز الله را نپرستيد، به پدر و مادر و خويشاوندان و يتيمان و درماندگان نيکى کنيد، با مردم به نيکويى سخن بگوييد، نماز به پا داريد و زکات بپردازيد - پس از اين پيمان - جز تعداد انگشت شمارى از شما، پشت به پيمان کرديد در حالى که از آن روى برتافتند


امام باقر عليه السلام فرمود: «قولوا للناس احسن ما تحبون ان يقال لکم. فان الله يبغض اللعان السباب الطعان على المومنين، الفاحش المتفحش السائل الملحف، و يحب الحيى الحليم العفيف المتعفف.»


«با مردم زيباتر و نيکوتر از آنچه که دوست داريد به شما بگويند، سخن بگوييد، زيرا خداوند از کسى که در سخنانش ديگران را مرتب نفرين مى‌کند و ناسزا مى‌گويد و طعنه بر مومنان مى‌زند و زشت کردار و زشت گفتار است و به اصرار از ديگران چيزى طلب مى‌کند، بدش مى‌آيد و از چنين کسى نفرت دارد. و در مقابل، فرد با حيا و بردبار و پاکدامن و پاک انديش را دوست مى‌دارد.» (2)


و امام صادق عليه السلام هم فرمود: «قولوا للناس حسنا اى للناس کلهم، مومنهم و مخالفهم، اما المومنون فيبسط لهم وجهه، و اما المخاطفون فيلکمهم بالمداراه لاجتذابهم الى الايمان. فان ايسر من ذلک يکف شرورهم عن نفسه و عن اخوانه المومنين.»


«با همه مردم چه مومن و چه مخالف، به نيکويى سخن بگوييد. اگر مخاطب شما مومن باشد از خوش گويى و خوش خويى شما چهره‌اش باز مى‌شود و خوشحال مى‌گردد و اما اگر مخاطب شما از مخالفان شما باشد، با مداراى در سخن، او را به سوى ايمان جذب مى‌کنيد و اگر اين هم نشد، کمترين حاصل نيکو سخن گفتن با مخالفان آن است که به اين وسيله شر و بدى آنان را از خود و برادر مومن برطرف مى‌سازيد (3)


 


پايين ‌نوشت‌ها:


1- نهج البلاغه، وصيت حضرت به امام حسن عليه السلام.


2- تفسير برهان، ج1، ص 12.


3- بحار الانوار، ج 71، ص 341 .


منابع:


1-کتاب آخرين ديدار، نادر فضلي .


2-تبيان


کورش زارعي بهجاني سه‏شنبه 6 آذر 1386  12:16 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + مردي که باعث تغيير حکم خدا شد؟!

 


در صدر اسلام آنگاه که خداوند روزه را بر مسلمانان واجب نمود، حکم روزه و شرايط آن، چنان بود که اگر شبِ ماه رمضان مسلمانى را خواب مى‌ربود، خوردن و آشاميدن بر او حرام مى‌شد و نيز در تمام ماه مبارک رمضان آميزش با همسران در روز و شب تحريم شده بود.


روزي از روزهاي ماه رمضان آن دوران، مسلماني از ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله به نام  ابن جبير که پيرمرد ناتوانى بود، و تمام روز را روزه داشت، هنگام افطار بعد از يک روز پر مشغله و همراه با کوله‌باري از خستگي به خانه خود برگشت و همچنان که منتظرِ پهن شدن سفره افطار بود و همسرش رفته بود تا برايش غذا حاضر نمايد، خوابش برد. وقتى بيدار شد، مطابق حکم خداوند او ديگر اجازه‌ي خوردن نداشت لذا افطار نکرد و با همان حال به رختخواب رفت و شب را به صبح رساند.


ايام، ايام جنگ خندق بود و مسلمانان مشغول حفر گودال به دور شهر بودند، مرد داستان ما، صبح در حالى که روزه‌‌ي ديروزش را به روزه‌ي امروز چسبانده بود براى کندن خندق به دوستان مجاهد خود پيوست. اما در گرماگرم کار سرو قامت اين مرد بزرگ از شدت ضعف و گرسنگى، بر زمين افتاد و بيهوش شده.


همه دور مرد جمع شده بودند و همه سخت نگران حالش بودن. اوضاع چنان بود که پيامبر اکرم وقتي بالاى سرش آمد، دلِ نازک و پر مهر او نيز از ديدن اين منظره به درد آمد و تأثّر تمام سينه‌اش را درنورديد.


آنچه بر سر ابن جبير آمده بود موجب شد تا خداوند احکام روزه را تغيير دهد و فرمان کند که: أُحِلَّ لَکُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِکُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَ أَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّکُمْ کُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَکُمْ فَتَابَ عَلَيْکُمْ وَ عَفَا عَنکُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَ ابْتَغُواْ مَا کَتَبَ اللّهُ لَکُمْ وَ کُلُواْ وَ اشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَکُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَ لاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَ أَنتُمْ عَاکِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْکَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا کَذَلِکَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ


همبستري با زنانتان در شب ماه روزه بر شما حلال شد آنها پوشش شمايند و شما پوشش آنهاييد خدا مي‌دانست که شما به خويشتن خيانت مي‌ورزيد، پس توبه شما را بپذيرفت و شما را عفو کرد اکنون با آنها همبستر شويد و آنچه را که خدا بر شما مقرر گردانيده است انجام دهيد، و بخوريد و بياشاميد تا رشته روشن صبحدم در تاريکي شب آشکار شود و روزه را به شب برسانيد و چون در مسجد اعتکاف کنيد، با زنان همبستر مشويد اينها حدود فرمان خداست، پيشتر نياييد، خدا آيات خود را اينچنين بيان مي‌کند، باشد که به پرهيزگاري برسند.(سوره‌ي مبارکه بقره، آيه 187)


 


منبع: تبيان


کورش زارعي بهجاني چهارشنبه 23 آبان 1386  8:23 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + تعدد زوجات، محال يا ممکن؟!


روزى، ابن ابى العوجاء، يکى از دانشمندان مخالف اسلام، پرسشى درباره تعدد زوجات، مطرح کرد و گفت: قرآن از سويى در آيه سومِ سوره نساء، مى فرمايد:


(فَانْکِحُوا ما طابَ لَکُمْ مِنَ النّساءِ مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباع فَاِنْ خِفْتُمْ اَلاّ تَعْدِلُوا فَواحِدة) يعنى: "با زنان پاک مسلمان ازدواج کنيد، با دو يا سه و يا چهار زن؛ و اگر مى ترسيد ميان آنها به عدالت رفتار نکنيد، پس به يک همسر اکتفا کنيد”.


و از سوئى ديگر در آيه 129 همين سوره مى فرمايد:


(وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا اَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ) يعنى: “هرگز نمى توانيد، ميان زنان به عدالت رفتار کنيد؛ هر چند در اين راه بکوشيد”.


با ضميمه کردن آيه دوم به آيه اول در مي يابيم که تعدد زوجات در اسلام ممنوع است؛ زيرا تعدد زوجات مشروط به عدالت است و عدالت هم ممکن نيست. پس تعدد زوجات در اسلام حرام است.


هشام از پاسخ باز ماند و از ابن ابى العوجاء فرصت خواسته و براى گرفتن پاسخ به مدينه شتافت. هشام سخن ابن ابى العوجاء را براى حضرت امام صادق عليه السّلام باز گفت. امام فرمود: منظور از عدالت در آيه سومِ سوره نساء، عدالت در نفقه و رعايت حقوق همسرى و طرز رفتار و کردار است؛ و مراد از آيه 129 همين سوره، عدالت در تمايلات قلبى است.


بنابراين تعدد زوجات در اسلام حرام نيست و با شرايطى جايز است.


هشام از سفر برگشت و پاسخ را در اختيار ابن ابى العوجاء قرار داد. او سوگند ياد کرد که اين پاسخ از تو (هشام) نيست.


----------------------------------


پايين نوشت:


شايان ذکر است که تفسير عدالتبه دو معنا به علت قرائن موجود در هر دو آيه است زيرا در ادامه آيه 129 سوره نساء آمده است: «فَلا تَميلُوا کُلَّ المَيْلِ فَتَذرُوها کَالْمُعَلَّقَةِ» ؛ تمام علاقه قلبى خود را متوجه به يک همسر نکنيد تا آن زن ديگر را سرگشته و بلاتکليف رها کنيد» ؛بنابراين با اين تعبير، تعارض ظاهري آيات مرتفع مي گردد.


منابع:


1- پاک نيا، عبدالکريم، جلوه هايي از نور قرآن در مناظره ها، قصه ها و نکته ها


2- تبيان


 


کورش زارعي بهجاني شنبه 19 آبان 1386  3:18 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + کلمه‌اي شفابخش در قرآن کريم!


آيت الله حسن زاده آملي در کتاب هزار و يک نکته مي گويد:


يکي از مشايخ روايت مي کرد که در سوره‌ي مبارکه"يس" اسمي هست که برطرف مي‌شود به برکت آن کوري مادر زادي و پيسي.


پرسيدند:


آيا اگر کسي تمام سوره را بخواند نفعي از اين مقوله که مي‌گويي به او خواهد رسيد؟


جواب داد:


هر گاه حکيم يک دوا را براي مريضي مقرر کرده باشد و آن دوا در دکان عطاري باشد و مريض برود تمام ادويه دکان را بخورد آيا نفعي به او خواهد رسيد؟


 


منابع:


1- حسن زاده آملي، حسن، هزار و يک نکته، نکته170.


2- تبيان


 


کورش زارعي بهجاني چهارشنبه 16 آبان 1386  9:21 صبح پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + مادري که دنبال عروس بهشتي بود!!!


گويند در بصره بازرگانى بود با امانت و ديانت، و مال بسيار داشت و يک پسر بيش نداشت و آن پسر در غايت جمال و کمال و بلاغت و فصاحت بود.


چون آن مرد وفات کرد و پسر به حد بلاغت رسيد، بزرگان بصره به دامادى او رغبت کردند.


مادرش گفت: مرا عروسِ پسر، همچو پسر، خوب مى‌بايد در کمال و جمال و کياست و فصاحت و بلاغت. تا روزى اتفاق افتاد که مادرِ اين پسر به کوچه مى‌رفت. گذرش بر مجلس منصور عمار افتاد.


منصور تفسير اين آيه مى کرد که: "وَ حُورٌ عِين کَاَمثالِ اللُؤ لُؤِ المََکنُون" (1) و بيان صفتِ قد و خد (2) و ضياء(3) و جمال حوران مى‌کرد.


زن آواز داد که اى شيخ! اين چنين حورى به که دهند؟


گفت: به کسى که کابين (4) بدهد.


گفت: کابين ايشان چه باشد؟


گفت: نماز شب و روزه و صدقه و جان در راه حق فدا کردن.


گفت: اگر اين جمله قبول کنم، تو قبول مى‌کنى که يکى از اين [حوريان] به پسرم دهند.


گفت: آرى.


پيرزن به خانه رفت و هزار دينار زر برگرفت و پيش شيخ آورد و گفت: بستان اين هزار دينار شکر بهاست، به درويشان ده.


روزى چند برآمد، خبر در شهر افتاد که کفار قصد مسلمانان کردند. مسلمانان بيرون رفتند.


پيرزن پسر را بر مرکبى نشاند با سلاح تمام و به ميدان فرستاد و گفت: اى جان مادر! جهد کن تا به عروس خود برسى. پس چون [به] حرب (5) پيوستند، آن جوان به معرکه آمد و حرب مى‌کرد و دشمن مى‌کُشت و هر ساعت رو سوى آسمان مى‌کرد، مى‌خنديد و به نشاط هر چه تمامتر مى‌رفت.


گفتم آخـــر بـه وقـت جـان دادن


اين چه خنديدن است و اِستادن


گفت: خـوبـان چـو پـرده بر گيرند


عـاشقـان پيششان چنين ميرند


منصور عمار گفت: اى جوان! مراسم حرب ندانى، دليرى مکن تا چشم بد در کارت نرسد.


گفت: اى شيخ! آنچه مى‌بينم اگر تو بينى سعى زيادت کنى.


ناگاه در آن کوشش زخمى بر جوان آمد و شربت شهادت نوش کرد.


منصور گفت: در آن ميان کُشتگاه مى‌گشتم، جوان را ديدم که خون از جراحتش مى‌رفت و نور از رخسارش مى‌درخشيد. وى را دفن کردم. چون به شهر باز آمدم، مادرش را خبر کردم.


گفت: در آن شب پسر را در خواب ديدم که در بهشت بود.


گفتم: به عروس خود رسيدى يا نه؟


گفت: اى مادر! در آن ساعت که زخم به من رسيد، فرمان آمد تا حورى[اى] از فردوس پيش من آمد. پيش از آن که بر خاک افتادمى در کنار وى افتادم.


اين عاشقى عقبى بود.


 


پانوشت‌:


1- و همسرانى از حور العين دارند، همانند دُرّ در صدف پنهان. سوره واقعه، آيه‌هاى 22 و 23


2- گونه ، رخسار.


3- روشنى؛ درخشندگى .


4- مهر، مهريه؛ پول يا چيز ديگر که هنگام عقد نکاح بر ذمه مرد مقرر مى‌شود.


5- جنگ .


منابع:


1- داستان عرفان – کاظم مقدم


2- تبيان


 


کورش زارعي بهجاني دوشنبه 14 آبان 1386  12:51 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتاده‌ست ()  

  

 + من روزه دار عاشقي‏ام!!!


صداي قدم‌هاي ماهِ خوبي‌ها، دل ِ خاکي‌ام را آگاه ساخته است که لحظه‌ي وداع نزديک است. لحظه‌ي وداع با ماه مهدي، با شعبان، و من در آخرين ثانيه اين ماه به مناجات شعبانيه نشسته‌ام "و اسمَع دُعائي اِذا دَعَوتُک


پس از آن "و اسمَع نِدائي اِذا دَعَوتُک من. "ذلک العشقِ" من، "لاريب فيه"، اي خداي عاشقي‌ام . من در آغوش مُهر دلدادگي‌ام. و باران روزه‌داري‌ام "انتَ ربُّ العظيم


صبح دلدادگي‌ام را با آهنگ دل نواز "الّلهم اِني اَسئَلُک مِن بَهائِک4مأمن من تو هستي اي خداي ديدگانم و من، زير چتر پروردگاريت، از باران غم، که در اين زندان، بر سر و رويم مي‌بارد ايمن شوم . من، روزه‌دار عاشقي‌ام. تشنه‌ي ديدار توأم. نگاهم کن تا سيراب شوم. نگاهم را پذيرا باش که هر چه سفير تو، قرآن را مي‌نگرم سير نمي‌شوم.


عطر آش نذري همسايه و صداي ربّناي استاد، تمناي دلم را آشکارتر ساخته است تا من عاشقانه‌تر به ختم شميم عاشقي‌ام بپردازم و آل عمران دلم را در عدد سي فرياد کنم. "ربّنا لا تُزِغ قُلوبَنا بَعدَ اِذ هَدَيتَنا و هَب لَنا مِن لَدُنکَ رَحمَة اِنَّکَ انتَ الوهّاب


اي خداي آسمانيِ دلِ خاکي‌ام "رُدَّ کُلَّ غَريب


مني که دَم عاشقي‌ات، گِل وجودم را بيدار ساخت، با نسيم نوازشت دوباره بيدارم ساز؛ اي کسي که "عَلي کُلِّ شَيءٍ قَدير"ي .


بار الها، ببخشا که من ِ خاکي، آلوده‌ي دنيا گشته‌ام.


اي خداي شَهر ِ رمضان که "اَنزَلتَ فيه" کتاب جاويدان را، "اِغفرلي تِلکَ الُذنوب العِظام" راکه کسي جز معبود دلم نمي‌بخشايد "يا علّام" .


فرشتگان بارگاهت در اين قدر آسماني، زمين را به قدر آورده‌اند تا قدر دلتنگي‌ام را به مهدي‌ات بگويند و مهدي بداند که من، من ِ منتظِر، از انتظار خسته نمي‌شوم تا بيايد ... العَجَل العَجَل العَجَلَ


و من ضجّه مي‌زنم "يا مُفيَّ العَهد


من ِ باراني با آمدنش عافيت مي‌يابم، بگو بيايد. "اِنّا اَنزَلناه ُ في لَيلَة القدر" قرآن در حضور ستارگان آسماني مي‌درخشد و من، دلم براي حضور مهدي مي‌تپد.


"و ما اَدراک ما لَيلَةُ القدر" و کسي انتظارم را درک نمي‌کند "لَيلَةُ القدرِ خيرٌ مِن اَلفِ شَهر" هزار ماه کم است بگو هزار سال "تَنَزَّلُ الملئِکةُ و الرّوح"، تا درد انتظارِ مرا، به سويت آورند؟