| مبعث عظيم معلم اخلاق و انسان، مبشر فضيلت و آزادي، رسول رسالت حق و منجي بزرگ بشريت، حضرت محمد مصطفي(ص) بر عاشقان و دلباختگان حضرتش مبارک و مهني باد.
علم توأم با اخلاق، حکومت همراه با حکمت، عبادت همراه با خدمت به خلق، جهاد توأم با رحمت، عزت همراه با فروتني، روزآمدي توأم با دورانديشي و صداقت با مردم در عين پيچيدگيهاي سياسي از ويژگيهاي بارز پيامبر اکرم(ص) است.1
جلوة آشکار و مظهر اسماي خداوندي، نمونة انسان کامل و سرآمد تمام پيامبران و ختم رسل است.
احاديث بسياري از چنين شخصيتي وجود دارد که به بيان اسامي و ويژگيهاي اهل بيت گرامياش ميپردازد. هنگامي که ميخواهد از کسي صحبت کند که او را همنام خود معرفي ميکند2 ميفرمايد:
آگاه باشيد که هر کس (از پيامبران و امامان) پيش از او، نويد آمدنش را دادهاند، آگاه باشيد که او برگزيدة و انتخابشدة خداوند است، آگاه باشيد که او آنچه بگويد از پروردگارش ميگويد و هشداردهنده به امر ايمان است.3 و مردم را به ياري، اطاعت و پيروي از او فرا ميخواند. هماني که خداوند متعال تمام معجزات انبياء و اوصياء(ع) را به دست مبارکش جاري ميسازد.4
پيامبر رحمت و رأفت بياناتي دربارة شأن، مقام و منزلت حضرت مهدي(ع) در پيشگاه خداوندگار بزرگ دارند که به اجمال به چند نمونه از آنها اشاره ميکنيم:
حضرت مهدي(ع) يکي از هفت آقاي اهل بهشت:
پيامبر اکرم(ص) شأن و منزلت فرزندش مهدي(ع) را در بهشت اينگونه ميداند:
ما، سروران اهل بهشت از فرزندان عبدالمطلب هستيم، من، حمزه(ع)، علي(ع)، جعفر(ع)، حسن و حسين(ع) و مهدي(ع).5
ابن ابيالحديد طي حديث مرسلي آنها را سروران روز قيامت و آقايان اهل دنيا ميداند.6
بهشت مشتاق حضرت مهدي(ع) :
بهاي انسانها چيزي جز بهشت نيست، به فرمودة حضرت اميرالمؤمنين(ع) نبايد خود را به چيزي کمتر از بهشت فروخت،7 حال با اينهمه اگر بهشت مشتاق کسي باشد چگونه است؟ حضرت رسول اکرم(ص) بهشت را مشتاق درک وجود حضرت مهدي(ع) ميداند:
بهشت مشتاق چهار نفر از اهل بيت من است، خداوند آنها را دوست ميدارد و مرا امر کرده است تا آنها را دوست بدارم، عليبن ابيطالب(ع)، حسن و حسين(ع) و مهدي(ع) که عيسيبن مريم(ع) پشت سر او نماز ميخواند.8
حضرت مهدي(ع) طاووس بهشتيان:
از آنجا که طاووس زيباترين مخلوقات است، هر آنچه را ميخواهند به زيبايي و جمال متصّف کنند از آن با طاووس نام ميبرند، بهشتيان زيبارويانند و برترين آنها از نظر جمال حضرت مهدي(ع) است. چرا که پيامبر فرمودند:
مهدي(ع) طاووس اهل بهشت است.9
جزاي پيروي و نافرماني از آن حضرت:
پيروي از حضرت مهدي(ع) سبب نجات و نافرماني از امر آن حضرت سبب هلاکت، اطاعت وي اطاعت خداوند و نافرماني وي نافرماني خداوند است.
در زيارت آل ياسين آمده است: اي مولاي من (اقرار ميکنم) کسي که با تو مخالفت کند، شقي و بدبخت است و خوشبخت و سعادتمند کسي است که از تو فرمان ببرد و مطيع تو باشد.10 اينگونه است که اطاعت از امام مهدي(ع) ماية نجات و سرباز زني از فرامين او ماية هلاکت است. دراينباره پيامبر اکرم(ص) ميفرمايند:
قائم(ع) از فرزندان من است، نام او نام من و کنيه او کنيه من است، شکل او شکل من و سنت او سنت من است، مردم را بر دين و آئين من به پا ميدارد و آنها را به سوي کتاب پروردگارم فرا ميخواند. کسي که او را اطاعت کند مرا اطاعت کرده است و کسي که او را نافرماني کند، از من نافرماني کرده است. کسي که در دوران غيبت منکر او باشد مرا انکار کرده است و کسي که او را تکذيب کند مرا تکذيب کرده است و همچنين کسي که او را تصديق کند مرا تصديق کرده است. من از تکذيبکنندگانم دربارة امر او و انکارکنندگان گفتارم دربارة او و گمراهان امتم از راه او، به خدا شکايت ميکنم، آنهايي که ظلم کردهاند به زودي خواهند دانست که به چه کيفرگاه و محل انتقامي بازخواهندگشت.11
خضوع و تواضع حضرت در برابر خداوند:
پيامبر اکرم(ص) فروتني و خشوع حضرت مهدي(ع) را در برابر پيشگاه ربوبي خداوند اينگونه مثال ميزنند:
حضرت مهدي(ع) نسبت به خداوند خاشع و خاضع است، مانند خشوع و خضوع باز شکاري که هنگام پرواز، بالهاي خود را فرو ميخواباند.12
حضرت مهدي(ع) جانشين خداوند:
رسول اکرم(ص) ميفرمايند:
حضرت مهدي ظهور ميکند در حاليکه در بالاي سر او ابري است که ملکي بر آن سوار است و فرياد ميزند که: اين مهدي(ع) جانشين خداوند است از او پيروي کنيد.13
حضرت مهدي عبد صادقي که به سبب او خداوند، بندگانش را ميبخشد:
رسول اکرم(ص) فرمودند:
آن هنگام که به آسمان هفتم عروج کردم و از آنجا به سدرةالمنتهي و سپس به حجابهاي نوراني رسيدم، پروردگارم ـ جلجلاله ـ ندايم کرد که: اي محمد! تو بندة من و من پروردگار تو هستم. همانا تو را بنده، حبيب، رسول و پيامبر قرار دادم و برادرت علي(ع) را جانشين تو، همانا علي(ع) حجت بر بندگان من است و امام و رهبري براي مخلوقاتم. به واسطة او دوستدارانم از دشمنانم بازشناخته ميشوند و به وسيلة اوست که حزب من از حزب شيطان شناخته ميشود. به خاطر اوست که دينم برپا شده است و حدود و احکام دينم حفظ و اجرا ميشود. به خاطر او و تو و فرزندان توست که بندگانم را ميبخشم و به واسطة قائم(ع) فزندان توست که با تسبيح، تهليل، تقديس و تکبير و تمجيدم زمين را ميسازم و آباد ميکنم، به واسطة اوست که زمين را از دشمنانم پاک کرده و دوستدارانم را وارث زمين ميگردانم. به خاطر اوست که کلمة کساني که کفر ورزيدند را پست قرار داده و کلمة خود را برترين ميسازم. با علم و احاطة خود، به خاطر او و به واسطة اوست که بندگانم را زنده ميسازم و شهرهايم را احيا ميکنم. به سبب اوست که به تدبير و مشيت من گنجها و ذخاير آشکار ميسازم و فقط به خاطر اوست که به ارادهام اسرار و پنهانيها را آشکار ميسازم و آن را به ملائکه ميسپارم تا تأييد کنندة اجراي فرمانهايم و اعلان دينم باشد. او (مهدي(ع)) به حقيقت وليّ من است و مهدي(ع) صديقترين بندگانم است.14
به حقيقت منزلت و مقامي بس عظيم در پيشگاه مقام ربوبي خداوندگار دارد که خداوند به واسطة او و پدران گرامياش باران را بر بندگانش فرو ميفرستد و به واسطة وجود آنان است که آسمان نگاه داشته شده است و بر زمين نميافتد.15
براي ظهورش دعا کنيم و مشتاقانه منتظرش باشيم که حضرت اميرالمؤمنين(ع) نيز پس از توصيف کمالات حضرتش آهي کشيدند و با دست، اشاره به سينة خود کرده و فرمودند: «چقدر مشتاق ديدار اويم.»16
پينوشتها:
1. سخنراني رهبر معظم انقلاب در حريم مطهر رضوي(ع)، 1/1/85.
2. صدوق، محمدبن عليبن بابويه، کمالالدين و تمامالنعمة، ج2، ص411؛ مجلسي، محمدباقر، بحارالأنوار، ج51، ص73.
3. مجلسي، همان، ج37، صص213 ـ 211.
4. حر عاملي، محمدبن حسن، إثبات الهداة، ج3، ص700؛ صافي گلپايگاني، لطفالله، منتخبالأثر، ص312.
5. الغيبة، ص113؛ صدوق، محمدبن عليبن بابويه، امالي، ص384؛ حر عاملي، همان، ص312.
6. ابن ابيالحديد، ج7، ص64.
7. نهجالبلاغه، نامة 456.
8. حر عاملي، همان، ج43، ص304؛ أربيلي، کشفالنعمة، ج1، ص52؛ حر عاملي، همان، ج3، ص552.
9. مجلسي، همان، ج2، ص694؛ أربيلي، همان، ج3، ص271؛ صافي گلپايگاني، همان، ص147.
10. يا مولاي، شقي من خالفکم و سعد من أطاعکم.
11. صدوق، همان، ج2، ص411؛ مجلسي، همان، ج51، ص73؛ حر عاملي، همان، ج3، ص482.
12. عقد الدّرر، ص38.
13. مجلسي، همان، ج51، ص81؛ حيلة الأبرار، ج2، ص716؛ صافي گلپايگاني، همان، ص147.
14. مجلسي، همان، ج18، ص341؛ صدوقي، همان، ص504؛ صافي گلپايگاني، همان، ص167.
15. فرازي از زيارت جامعة کبيره.
16. نعماني، الغيبه، ص212؛ مجلسي، همان، ج51. ص115؛ حر عاملي، همان، ج3، ص537 کورش زارعي بهجاني پنجشنبه 26 مرداد 1385 7:0 عصر پيام تو تنها اتفاقيست که نيفتادهست () |